Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers

..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما

موضوعات
» عکس (٤۱)
» اولین ها (٢۸)
» 1 ماهگی (٧)
» 16 ماهگی (٦)
» 7 ماهگی (٦)
» 13 ماهگی (٦)
» قبل از تولد (٥)
» تولد (٥)
» 2 ماهگی (٥)
» 4 ماهگی (٤)
» 5 ماهگی (٤)
» 14 ماهگی (٤)
» مهد کودک (۳)
» 18 ماهگی (۳)
» 19 ماهگی (۳)
» 28 ماهگی (۳)
» کاردستی و هنر (۳)
» 24 ماهگی (٢)
» 26 ماهگی (٢)
» 27 ماهگی (٢)
» 15 ماهگی (٢)
» استعداد یابی (٢)
» 3 ماهگی (٢)
» 12 ماهگی (٢)
» 6 ماهگی (٢)
» خاطرات (٢)
» 20 ماهگی (٢)
» 10 ماهگی (٢)
» علایق (٢)
» 42 ماهگی (٢)
» 32 ماهگی (٢)
» 31 ماهگی (٢)
» 30 ماهگی (٢)
» 34ماهگی (٢)
» 25 ماهگی (٢)
» سه ونیم سالگی (٢)
» 33 ماهگی (۱)
» 4 سال و 1 ماهگی (۱)
» 3 سال و 10 ماهگی (۱)
» 44 ماهگی (۱)
» 4سال و 4 ماهگی (۱)
» 4 سال و 11 ماهگی (۱)
» 5 سال و 2 -3 ماهگی (۱)
» 4 سال و 2 ماهگی (۱)
» سه سال و 10 ماهگی (۱)
» 39 ماهگی (۱)
» 38 ماهگی (۱)
» نمایش های خلاق (۱)
» 37 ماهگی (۱)
» 35 و 36 ماهگی (۱)
» 35 ماهگی (۱)
» 9 ماهگی (۱)
» 11 ماهگی (۱)
» آخرین ها (۱)
» 8 ماهگی (۱)
» مسابقه (۱)
» دندانپزشکی (۱)
» هوش (۱)
» انتخاب اسم (۱)
» 17 ماهگی (۱)
» 29 ماهگی (۱)
» 21 ماهگی (۱)

آرشیو ماهانه
»

لينک دوستان
» پریا - خرداد 84
» وانیا- دی 80
» فراز - بهمن 84
» کیهان - خرداد 84
» محمود و نور - خرداد 85 و آبان 87
» آندیا - شهریور 85
» سارا - آذر 85
» کوروش - بهمن 85
» مارتیا-آبان 86
» شاینا- آذر 86
» دارا و آسا - آبان 86 و خرداد 88
» آراز - دی 86
» سارا و بهار - بهمن 86 و مهر 88
» پارسا - بهمن 86
» ایلیا - اسفند 86
» سروین - خرداد 87
» باران - خرداد 87
» آیین - تیر 87
» طاها - مرداد 87
» مارتیا - شهریور 87
» آرسام - آبان 87
» نیما- آذر 87
» کیان - دی 87
» شنتیا - دی 87
» آروین - فروردین 88
» هلن - دی 87
» باران - تیر 88
» کارن - تیر 88
» مهراوه - تیر 88
» مَهراد / اسفند 88
» ویونا جون و مامان المیرا
» عمو پرویز
» عکس های زیبا
» کودکان پرشین بلاگ
» مجله شهرزاد
» یونیسف
» رومینا - مرداد 87
» دانیال - فروردین 85
» الیسا- خرداد 89
» ریحانه - فروردین 87
» عرشیا - اردیبهشت 90

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:



درباره من



من در روز سه شنبه 9 سپتامبر 2008 راس ساعت 8شب در ژاپن به دنیا آمدم. از اینکه به وبلاگ من تشریف می آورید ممنونم.
پروفایل مدیر : کیاراد شمس

عکس های دبی و این روزها

این عکس ها مربوط به سفرمون به دبی هست.

چند تا عکس دیگه هم می خوام اضافه کنم که 15 و 16 ماهگیم رو نشون بده. آخه وقت نمی کنن مامان اینا همش اینور اونور میریم و بعد هم که زود شب میشه و می خوابیم...

راستی من من عاشق نانای هستم و هر جا بریم فورا هزار بار درخواست نانای می کنم و اگه زود مهیا نشه کلافه میشم...بابام میگن حالا خوبه ما (یعنی خودشون) چندان اهل نانای گوش دادن و رقص نیستن!!!

دیروز رفته بودیم مهمونی، اونجا بعد از شام دعا کردند و در حالی که دستاشون رو باز کرده بودند یه چیزهایی مثل نماز گفتند، من هم دستامو باز کردم و پچ پچ کردم مثل خودشون و بعد گفتم "اَاَاَبَ" یعنی "الله اکبر". بعد همه خوششون اومد و داشتند آفرین می گفتند که من دیدم دارن می خندند و حالشون خوبه فورا بلند گفتم "نانااای"، ایندفعه همه بیشتر خندیدند...اصلا هم خنده دار نبود.

بعدش از اونجا رفتیم خونه بابابزرگم (بابای بابام) و من کلی با "چنگیز خان" (اسم گربه بابا بزرگم هست) بازی کردم. نوازشش کردم و کمی دمش رو کشیدم و بعد موهاشو کشیدم. اونم داشت ماست می خورد و فرار نکرد. موقع خوردن هم هی زبونش رو بیرون می آورد و منم ادای اونو در می آوردم و می خندیدم...

یه چیز دیگه رو هم دوست دارم. اونم شانه، سشوار و کرم. میدونم که اینا یه دونه نیست ولی همشون حتما باید جلوی آینه استفاده بشن.


١۵ ماهگیم:




"جوو" سواری


دالییییییی!!

از اینجا به بعد ١۶ ماهگیم هست:

ببینین چی پیدا کردم!! "آآآما"

("یِر آلما" یعنی سیب زمینی در زبان ترکی)


اینم رد دستم روی فرش هست، بعد از ماست خوردن.

اینم اولین کاردستی من هست. یه عالمه چسب زدم روی کتابم.



 


کلمات کلیدی : 15 ماهگی، 16 ماهگی

ارسال شده توسط کیاراد شمس

در پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸

نظرشما ()




کارن

سلام

اینترنت مون قطع هست. برای همین الان نمی تونم عکس بذارم. فقط اومدم دوست خوبم رو که تازگی ها وبلاگ دار شده معرفی کنم.

کارن الان 5 ماهه هست...

فعلا بااا بااا

 


کلمات کلیدی : 16 ماهگی

ارسال شده توسط کیاراد شمس

در سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸

نظرشما ()




دٍت دو سٍ تااا

من امروز ١ سال و ٢ ماه و ٣ هفته و ۴ روز سن دارم.

می توانم راه بروم. تا حدی حرف می زنم. چند تا حیوان رو می شناسم و بلدم صدای خیلی از حیوان ها رو در بیارم حتی اونایی رو که قیافه شون رو نمی شناسم!!!بلدم برقصم و شیرین کاری کنم. بلافاصله حرف ها و کارهای بزرگتر ها رو تقلید می کنم...دوست دارم با چاقو میوه پوست بگیرم. دوست دارم غذا رو پخش و پلا کنم دور و برم. دوست دارم چند ساعت دست و صورتم رو بشورم. دوست دارم هر روز خونه رو جارو کنیم و من هم کمک کنم. دوست دارم خودم لباس شویی رو روشن کنم. دوست دارم خاک گلدون رو بریزم زمین. دوست دارم دو شاخه ها رو از پریز بکشم.دوست دارم مامان تلفنی صحبت کنه و من کنارش بازی کنم. دوست دارم هر روز ٢٠ بار کتاب بخونیم. دوست دارم پشت بابایی سوار بشم و دور اتاق بچرخیم.

می دونم که بخاری می سوزونه. چایی می سوزونه. قند برای بزرگتر هاست.

عاشق خیار شور و لوبیا سبز و زیتون هستم.



پی نوشت ١: بقیه علاقه مندی هام بمونه برای یه وقت دیگه.

پی نوشت ٢: دفعه بعدی عکس های مسافرتمون به دبی رو می گذارم.

 


کلمات کلیدی : 15 ماهگی

ارسال شده توسط کیاراد شمس

در پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸

نظرشما ()






Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by kiaradshams
قالب پرشین بلاگ