عکس

بالاخره من با عکس اومدم...

اینجا آماده شدیم که بیاییم ایران

 ایران خیلی داره خوش می گذره

 

می بینین چه پسری شدم... تر و تمیز و تپل مپلزبان

 

اینجا دارم کتاب هام رو به پسر

 داییم و دختر خاله ام نشون میدم...

 

با دختر عمه جونم رفتیم خرید...

 

دارم نقاشی می کشم

 

دارم کیبورد ام رو تعمیر میکنم

 

بفرمایین بالا برسونمتون... 

یه سیم به این تلفن وصل شده...

 

...سر دیگه سیم به دیوار وصل شده...

 

باید یه فکر بهتر بکنم که سیم از دیوار کنده بشه...

 

هه هه هه غذا خیلی خوشمزه بود جاتون خالی..

 

دارم هویج میخورم...

 

مگه اینجا نمیشه بازی کرد؟!

 

شاهد باشین که دارم به مامانم کمک میکنم...

 

این هم یه روزی هست که مریض شده بودم

 

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ایلیا

الهی قربونش برم چه با نمک مخصوصا اون کفشای گنده رو هم پوشیده دیگه حسابی خوردنی شده به ما هم سر بزنین

مهراوه

سلام کیاراد الان کجایی راستی من مهرواره نیستم که مهراوه هستم تو لینک دوستان اسم منو اشتباه نوشتی

هنا

اخی عزیزم چقدر ماشالله بزرگ شدی. چهار دست و پارفتنت که حسابی دیدنیه. راستش از اینکه به دنبال مامانت هایدا هایدا کردی اونقدر ذوق زده ام که هی یادم میفته قربون صدقه ات میرم. حالا برم یه دل سیر عکسهات رو ببینم[ماچ][قلب]

جيك جيك

سلام من اولین باره میام تو وبلاگ این اقا پسرت وبلاگ جالبی دارین خدا حفظش کنه فعلا بای [ماچ]

وانيا

سلام حراج بزرگ عکس کودکان - عکس تمبر کودکان - عکس کارتونی - تصاویر متحرک - مدل کیک تولد - داستان - شعر - معما - اختلاف تصویر - مدل کاردستی - مدل میکاپ فانتزی و ..... [لبخند][گل][لبخند]

تارا

سلام عزیزکم چه عکسهای نازی ... مخصوصا عکس دومت با خنده ات کلی ذوق کردمو شاد شدم...عکس سومیت هم ماهه و حر ف نداره ... وای که از آخری دلم گرفت .. الهی که هیچوقت مریض نشی گلم

صدیقه

عکس هات محشر بودن چه قدر بزرگ شدی...قیافه ات هم تغییر کرده...خوش تیب شدی حسابی... غیر از عکس آخرت که مریض بودی همه عکساتو کیف کردم [ماچ]