خلاصه دو ماهه اول زندگیم

سلام

من مامان پروین هستم. قبل از هر چیز از همه عزیزان که بما لطف دارن و با کامنت های قشنگشون خوشحالمون میکنن صمیمانه تشکر میکنم.امروز میخواهم خلاصه این دو ماه رو یادداشت کنم تا هر زمان خواستیم به عقب برگردیم، به این روزهای قشنگ و شیرین، یادمان بیاید که چگونه با هر پیشرفت تازه کیاراد ذوق کردیم و خوشحال شدیم.

هنوز برایمان باور کردنی نیست که بعد از آن همه انتظار و روز شماری، بالاخره کیاراد عزیزمان به دنیا آمد و الان دو ماه است که شیفته شیرین کاریهایش شده ایم و پروانه وار دور گل وجودش می چرخیم. مطمئنا تمام کودکان کمابیش مسیر رشد یکسانی را طی میکنند و خوشبختانه کیاراد نازنین ما هم در این دو ماه بدون مشکل رشد کرده و با پیشرفتهایش ما را متعجب ساخته و لذت زندگی را صد چندان نموده است.

و اما از جمله کارهایی که انجام داده ومن توانسته ام در دفترچه خاطراتش یادداشت کنم اینها هستند:

روز هشتم نافش افتاد.

ساعات خوابش نسبت به آنچه از نوزاد انتظار میرود کمتر است. در کل از اولین هفته زندگیش ده الی دوازده ساعت در شبانه روز و ماکزیمم 14 ساعت میخوابد.

در چرت های بعد از شیر خوردن ژست های شیرینی به خود میگیرد.گاه چنان دستش را روی پیشانیش قرار میدهد که انگار یک آدم بزرگ تو فکر فرو رفته یا سردرد دارد.

عاشق وان حمام و غوطه ور شدن در آب گرم است و حتی اگر در حال گریه باشه داخل آب ساکت میشه یا میخنده و یا سعی میکنه با صداهای مخصوص خودش حرف بزنه.

وقتی کریم و من هر دو خونه هستیم خیلی آروم تر هست و ساعات خوابش طولانی تر. انگار که احساس امنیت بیشتری میکنه. در جمع هم راحتتر میخوابه با اینکه همه حرف میزنند و سر و صدا هست.

علاقه زیادی به موزیک و شعر و ترانه داره و حتی وسط گریه هم باشه، با شنیدنش ساکت میشه. از هفته دوم حتی به صداهایی که از بیرون میاد مثل صدای کلاغ ها، صدای ماشین یا موتور هم با دقت در حالی که چشماش گرد شده گوش میده.

شبها نسبت به روز راحتتر میخوابه و طولانی تر. باز شاید به خاطر حس حضور من و کریم در کنارش. ولی روزی که صبح گردش رفته باشیم حتی برای خواب شب هم باید کلی نازش رو بکشیم.

تا امروز بدون استثنا موقع غذا خوردن ما، بیدار میشه و وقتی در آغوش من نشسته با دقت به غذا خوردنمون نگاه میکنه و لب و دهانش و تکون میده طوری که آدم از اینکه پیشش داره غذا میخوره عذاب وجدان میگیره.

وقتی نیاز داره که آروغ بزنه سعی میکنه سر و سینه اش رو بالا بیاره، پاهاش رو فشار میده به پای من(اگر در آغوشم باشه) و خودش رو پرت میکنه عقب.

ماندن در پوشک کثیف رو اصلا دوست نداره و فوری پتو رو با پاهاش کنار میزنه و شروع میکنه به دوچرخه زدن رو هوا.

گاه که تو فکر هست یا تعجب کرده ابروی راستش رو بالا میبره.

علاقه ویژه ای به چراغ و همینطور دوربین عکاسی داره طوریکه در تمام عکسها چشمهاش گرد هست و یا مستقیم داره به دوربین نگاه میکنه. این مسئله باعث شده نتونیم از خنده هاش عکس بگیریم!! فوری چشماش گرد میشه با دیدن دوربین.

انگار که دوست نداره بخوابه و سعی میکنه تا جایی که میتونه مقابله کنه با خواب. طوری ناله میکنه که انگار داره میگه کمکم کنیییین، بازم داره خوابم میااااااد.!! و نهایتا ما بهش خیانت میکنیم و از دروازه خواب رد میشه و میخوابه.

از هفته دوم علاقه به تماشای تلویزیون داره و چنان با دقت نگاه میکنه که انگار میخواد بدونه چی به چیه!!!!!!!

قدم زدن بویژه در هوای آزاد رو خیلی دوست داره. (البته وقتی در آغوش هست)

توی ماشین فوری میخوابه.

پستونک اصلا دوست نداره و با زبونش اونو بیرون میندازه و اگر اصرار کنیم عق میزنه.

بعد از 45 روزگی دستش رو به طرف چیزایی که توجهش رو جلب میکنه دراز میکنه ولی با مشت بسته.

قیافه من و کریم رو از غریبه ها خوب تشخیص میده.

موقع شیر خوردن معمولا سینه رو با دو دست میگیره.مخصوصا وقتی خیلی گرسنه هست.

حدود 10 روز هست که با انگشتهاش بازی میکنه و حرکتهایی مثل بشکن زدن و سمبل پول (مالیدن انگشت سبابه و اشاره بهم) رو بطرز بامزه ای انجام میده. گاه بغیر از انگشت اشاره بقیه را میبنده انگار که میخواد به چیزی اشاره کنه و گاهی هم مچ دستش رو میچرخونه.

لبخند شیرینی در جواب لبخند میزنه و در صورت حرف زدن باهاش شروع میکنه به صدا در آوردن و مثلا حرف زدن. (آغوووو، عم با ع ساکن، اُاُاُ، آخ و گاهی مه به فتح م.

از هفته هشتم مکیدن ارادی دستهاش رو شروع کرده (اکثرا دست چپ)

از هفته هشتم با اسباب بازیهاش (بویژه آقای پووه) و در و دیوار و پرده نیم ساعتی مشغول میشه و براشون حرف میزنه!

از عروسک سگ روبوتیک که همراه با تکان خوردن چراغ هاش روشن خاموش میشه و آهنگ های عجیب غریب کوتاه پخش میکنه میترسه.!!( اولین مورد ترس کیاراد)

از هفته سوم وقتی اسباب بازیهاش رو میدادیم دستش نگه میداشت ولی از هفته هشتم اینکار رو محکمتر و زمان طولانی تری انجام میده.

اکثرا دست چپش رو استفاده میکنه برای هر چیزی. انگار که دست راستش رو زاپاس نگه داشته. (اینروزا کف دست راستش عرق سوز شده)

لبخند های بی دندون بسیار شیرینی داره ولی حیف که تا حال موفق نشدم عکس بگیرم.

موقع خوابیدن دستهاش یا هر دو بالای سرش هست (مثل حالت تسلیم) یا به طرفین باز هست و یا اونا رو روی سینه اش رو هم میذاره. اونروز هم که کنار هم گذاشته بود و اون شکل زیبای قلب رو درست کرده بود.(عکسش تو پست قبلی هست)

این روزا هر روز 3 ساعت میره مهد کودک و هر روز از پیاده روی تا اونجا لذت میبره. بعضی روزها هم توی کالسکه میخوابه.

میدونم که متن زیاد شد. سعی میکنم پست چند روز دیگه هم از همین عکسهای دو ماهگیش بذارم تا بعدا بریم سر ماه سوم.

خوشحال از نوازش بابا کریم

کیاراد و آقای پووه

پاهای کیاراد در ۴ روزگیش

پاهای کیاراد در ۵۶ روزگیش

فعلا خدانگهدار

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدیقه

ماشالله. پروین جان خدا رو شکر که پسری به این خوشگلی و با هوشی داری[ماچ]

دنیز

http://comments.persianblog.ir/images/icon/19.gifhttp://comments.persianblog.ir/imaghttp://comments.persianblog.ir/images/icon/http://comments.persianblog.ir/images/icon/66.gif20.gifes/icon/4.gif[زبان]

دنیز

htthttp://comments.persianblog.ir/images/icon/4.gifp://comments.persianblog.ir/images/iconhttp://comments.persianblog.ir/images/icon/33.gif/7.gifhttp:http://chttp:http آدرس سایت: آدرس س آدرس سایت: حداکثر 1024 کاراکترایت: حداکثر 1024 کاراکتر حداکثر 1024 کاراکتر://comments.persianblog.ir/images/icon/3.gif//cohttp://comments.persianblog.ir/images/icon/10.gifmments.persianblog.ir/imageshttp:http://comments.persianblog.ir/images/icon/9.gif//comments.persianblog.ir/images/icon/20.gif/icon/16.gifomments.persianblog.ir/images/icon/31.gif//comments.persianblog.irhttp:http://comments.persianblog.ir/images/icon/53.gif//comments.persianblog.ir/images/icon/53.gif/imaghttp://comments.persianblog.ir/images/icon/27.gifehttp://comments.persianblog.ir/images/icon/14.gifs/icon/24.gifhttp://comments.persianblog.ir/images/icon/31.gif

دنیز

htthttp://comments.persianblog.ir/images/icon/4.gifp://comments.persianblog.ir/images/iconhttp://comments.persianblog.ir/images/icon/33.gif/7.gifhttp:http://chttp:http آدرس سایت: آدرس س آدرس سایت: حداکثر 1024 کاراکترایت: حداکثر 1024 کاراکتر حداکثر 1024 کاراکتر://comments.persianblog.ir/images/icon/3.gif//cohttp://comments.persianblog.ir/images/icon/10.gifmments.persianblog.ir/imageshttp:http://comments.persianblog.ir/images/icon/9.gif//comments.persianblog.ir/images/icon/20.gif/icon/16.gifomments.persianblog.ir/images/icon/31.gif//comments.persianblog.irhttp:http://comments.persianblog.ir/images/icon/53.gif//comments.persianblog.ir/images/icon/53.gif/imaghttp://comments.persianblog.ir/images/icon/27.gifehttp://comments.persianblog.ir/images/icon/14.gifs/icon/24.gifhttp://comments.persianblog.ir/images/icon/31.gif

خال جان مریم

ای جان...[ماچ][ماچ][بغل][بغل] خال جان تو چند تا از این عکسا انگار قابت کردن زدن به دیوار.[نیشخند]قاب کردنم داری والا![نیشخند][ماچ][بغل][ماچ]

تارا

کیاراد جونم, فسقلی خاله هزار ماشاالله داری مرد میشی با مهد رفتنت هم دیگه یه آقا کوچولوی شاغل شدی می بوسمت

هاله مامان ارشیا

قربونش برم داره مرد میشه[ماچ][ماچ][ماچ]خیلی خوشمزه هستی خاله اگه پیشم بودی میخوردمت[قلب][قلب][قلب][قلب]خیلی مواظب خودت باش مریض نشی[قلب][گل]