هفته 39ام و مامان و بابای عجول من !!

امروز روز اول از هفته ٣٩ هست و من هنوز متقاعد نشده ام که دنیا بیام. دیروز با مامان و بابام رفته بودیم بیمارستان برای چکاپ من. قلبم که عالی کار میکرد و حالم کاملا خوب بود, فقط نمیدونم چرا وقتی دکتر وزنم رو گفت مامان و بابام هیچکدوم خوشحال نشدن!! آخه مگه ٣۶٣۴ گرم بودن تو این سن خوب نیست؟؟سوال تازه بعد که برگشتیم خونه همش بهم میگن "کُپل خان دیگه وقتشه که بیای پیشمون". نمیدونم چرا اینقدر عجله میکنن و منم به عجله میندازن. مامان و بابای خوبم باور کنین من تا چند روز دیگه که کارام تموم بشه خودم میام. حالا یه چند روز بیشتر از زندگی لذت ببرین و تا نصف شب فیلم ببینین , بعد که من بیام تا مدتها وقت نخواهین کرد به غیر از من به موضوع دیگه ای فکر کنین.

تازه یه خبر دیگه هم اینکه من هفته پیش ٢ تا هدیه گرفتم. یکیشون یه عالمه لباسه که مامان بزرگم از ایران فرستاده و اون یکی هم پول هست که خاله شیرین جونم از کانادا فرستاده تا هر چی دلم بخواد بخرم. می بوسمشون و ازشون ممنونم. ماچانشاا... وقتی بزرگ شدم جبران میکنم.

فعلا بای بای تا خبر بعدیبای بای

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
مریم

خوب پس خاله جان بفرمایید رسما همه رو سره کار گذاشتی دیگه![نیشخند]

مینا

کیاراد بهت حسودی میکنم چون مامانت بهترین مامان دنیاست.اسمت هم خیلی قشنگه دلم میخواد زودتر عکستو ببینم ولی نمیتونم بوت کنم.!