سلام

2-3 هفته پیش بود که خونه آنا جون اینا بودیم. درِ یکی از اتاق ها رو بسته بودند ولی من میخواستم برم تو اتاق و هاپو سفیدم رو که مونده بود اونجا بیارم. خیلی تلاش کردم و به پَبین گفتم در رو باز کن ولی قبول نکرد. خودم رفتم یه بالش آوردم و گذاشتم زیر پام، ولی باز دستم به دستگیره نرسید، کمی بالش رو جلوتر بردم که بچسبه به در تا نزدیکتر باشم، ولی اینبار با اینکه دستم به دستگیره رسید ولی نتونستم محکم بگیرمش، بعد یه فکر بهتر به ذهنم رسید، بالش رو عمودی گذاشتم که بلندتر بشه، ولی قبل از اینکه برم روی بالش مامانم اومد و در رو باز کرد و داشت می خندید. رفتم تو اتاق و هاپو رو آوردم و گفتم آهان!!! اونوقت مامان و دایی داوود که اونجا بودند فهمیدند که چرا باز کردن در خیلی برام مهم بود.


اون روزها که عید بود، مامان پروین یه گلدان سبزه عید هدیه گرفته بود و دور اون رو روبان مشکی بسته بود. نمی دونم چرا جایی گذاشته بود که دست من خیلی راحت می رسید بهش! یه روز برای چندمین بار رومیزی زیر اون گلدون رو کشیدم و سبزه افتاد رو زمین و گلدان شکست. تا پَبین بیاد چند تا از سبزه ها رو هم کندم که ببینم چی میشه. آخه خیلی نرم بودند. پَبین اومد و دیدم که ناراحت شده، به من گفت کیاراد مگه قرار نشد به این گلدان دست نزنی؟ من یه فکری کردم و بدون اینکه چیزی بگم پام رو بلند کردم و گذاشتم وسط سبزه ها! پَبین هم داشت می خندید و هم تعجب کرده بود. گفت نه دست و نه پا! اگه این سبزه خراب بشه من ناراحت میشم. من باز هم چیزی نگفتم و چون دیگه نمی تونستم نه دست بهش بزنم و نه پا، برگشتم و جلوی چشم پَبین نشستم رو سبزه. خیلی نرم بود. ولی پَبین فوری منو بلند کرد و خندید و بعد بدون اینکه چیزی بگه با ناراحتی و یه کم خنده سبزه رو برد انداخت تو سطل آشغال.

یه بار هم که  داشتم کمک می کردم و سیب زمینی و پیاز ها رو پخش می کردم وسط آشپزخونه، پَبین گفت کیاراد اینا رو بیرون نریز خب؟ منم همه رو بردم ریختم توی کابینت...


جمله های سوالیم بیشتر شده اند.

نِجَسَن؟ یعنی چطوری؟  روزی 100 بار از مامان می پرسم.

نَ دیسَن؟ یعنی چی میگی؟  گاهی میام و میگم "ها بلی ن دیسن؟" و مامان میمونه که آیا چیزی گفته!

بی نِچَدی؟ یعنی این چنده؟ دیروز که اولین بار پیاده رفتم مغازه 100 تا چیز رو قیمت کردم.*

*مامان پروین: من موندم قیمت کردن رو از کجا یاد گرفته؟ چون معمولا من بدون قیمت کردن می خرم.

بی کیمیندی؟ یعنی این مال کیه؟ هر چیزی که تو خونه ببینم فورا می پرسم که ببینم چی مال کیه؟ حتی کمد


این مفاهیم رو خوب بلدم و به جا استفاده می کنم:

کوچک/بزرگ، سبک/ سنگین، دور/نزدیک، اصلا، هر دوتا، همه، پر/خالی، بالا/ پایین، زیر/رو، داخل/خارج، پشت/جلو،


دیگه بدون عکس نمیام. خب؟

 

 

 

 

/ 8 نظر / 16 بازدید
شيرين

براش اسپند دود کن تو رو خدا.

غزال

سلام.خوشحال می شم به من هم سری بزنی.شاید بتونی یه عالمه کارستی قشنگ یاد بگیری و واسه کوچولوت درست کنی

فدای اون شیر ین کاریها ت بر م [ماچ][گل]

قربون خا له دوبا ت گفتنت بشم[ماچ][گل]

فدای اون شیر ین کاریها ت ماچ][گل]

نیلوفر

خوب کاری کردی گلم پبین بهت گفت نه دست نه پا تو هم از هوشت استفاده کردی و با باسن مبارک نشستی رو سبزه ها[نیشخند] تازه هیچ قانونی رو هم زیر پانگذاشتی[قهقهه]