سال نو شما مبارک.

سلام.

امسال من می تونم بفهمم که سال ها شماره دارند و حتی اسم. امسال سال 91 و سال نهنگ هست. نهنگ هم همونی هست که پدر ژپتو توی شکمش بود...میدونم که سفره هفت سین مخصوص سال نو هست....و مهمتر از همه خوب می فهمم که سال نو یعنی تعطیلات طولانی مامان و بابا. یعنی مهد کودک تعطیل. یعنی مسافرت. یعنی هر روز رستوران و یعنی هر روز جایزه و هدیه...واقعا خیلی داره خوش می گذره.....

یه خاطره ار روز های آخر سال قبل براتون می گم.

مامان مشغول انجام کارهای خونه هست و من دراز کشیده ام و یه شکلات رو باز می کنم که بخورم. مامان میگه که کاغذ شکلات رو ببرم بندازم تو سطل آشغال. من اما دلم نمی خواد بلند شم:

من: آخه من دارم کارتون می بینم.

مامان: پسرم تلویزیون که روشن نیست!

من: نگاهی به تلویزیون میندازم و می بینم که صفحه اش سیاه است و واقعا روشن نیست. می گم میدونی مامان، الان داره یه کارتونی رو نشون میده که همه رفته اند توی یه غار و اونجا هم که همه جا تاریکه برای همین هیچی دیده نمی شه.

مامان با خنده و تعجب : ولی صدایی هم نمیاد کیاراد.

من زیر لب شروع می کنم به حرف زدن و می گم سلام، صبح به خیر....

 

خلاصه خوب می تونم با دلیل از زیر کار در برم....چشمک

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
لیلی مامان یونا

پس چه لذتی داره برای شما سال نو [بغل] و کارتن غار هم آخرش بود خاله جون [تعجب] تخیل قوی [لبخند] معلومه خیلی باهوشی عزیزم [قلب]

ساعت ها

وای چقد تو زرنگی پسر!ماشاا... به این هوشت

نازنین مامان راشا تمشکی

عزیز دلم سال نو مبارک. کلی خندیدم از خوندن ترفندی که به کار بردی برای انجام ندادن کار. پروین جان سال نو بر شما هم مبارک و امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشید