عکس های دبی و این روزها

این عکس ها مربوط به سفرمون به دبی هست.

چند تا عکس دیگه هم می خوام اضافه کنم که 15 و 16 ماهگیم رو نشون بده. آخه وقت نمی کنن مامان اینا همش اینور اونور میریم و بعد هم که زود شب میشه و می خوابیم...

راستی من من عاشق نانای هستم و هر جا بریم فورا هزار بار درخواست نانای می کنم و اگه زود مهیا نشه کلافه میشم...بابام میگن حالا خوبه ما (یعنی خودشون) چندان اهل نانای گوش دادن و رقص نیستن!!!

دیروز رفته بودیم مهمونی، اونجا بعد از شام دعا کردند و در حالی که دستاشون رو باز کرده بودند یه چیزهایی مثل نماز گفتند، من هم دستامو باز کردم و پچ پچ کردم مثل خودشون و بعد گفتم "اَاَاَبَ" یعنی "الله اکبر". بعد همه خوششون اومد و داشتند آفرین می گفتند که من دیدم دارن می خندند و حالشون خوبه فورا بلند گفتم "نانااای"، ایندفعه همه بیشتر خندیدند...اصلا هم خنده دار نبود.

بعدش از اونجا رفتیم خونه بابابزرگم (بابای بابام) و من کلی با "چنگیز خان" (اسم گربه بابا بزرگم هست) بازی کردم. نوازشش کردم و کمی دمش رو کشیدم و بعد موهاشو کشیدم. اونم داشت ماست می خورد و فرار نکرد. موقع خوردن هم هی زبونش رو بیرون می آورد و منم ادای اونو در می آوردم و می خندیدم...

یه چیز دیگه رو هم دوست دارم. اونم شانه، سشوار و کرم. میدونم که اینا یه دونه نیست ولی همشون حتما باید جلوی آینه استفاده بشن.


١۵ ماهگیم:




"جوو" سواری


دالییییییی!!

از اینجا به بعد ١۶ ماهگیم هست:

ببینین چی پیدا کردم!! "آآآما"

("یِر آلما" یعنی سیب زمینی در زبان ترکی)


اینم رد دستم روی فرش هست، بعد از ماست خوردن.

اینم اولین کاردستی من هست. یه عالمه چسب زدم روی کتابم.



 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصوم جون

دالیییییییی[ماچ] سلام عسل بلا!میبینم که دبی حسابی دل دخترای عرب رو بردی اخ اخ اخ،بیچاره ها اونور آب موندن تو کف[دست] تو کار صنایع دستی هم که هستی:فرش و کولاژ و سیب زمینی[نیشخند] جوو سواری خوش بگذره خاله[گل]

شایلی

وای خدای من... این کپل من فقط رشد کرده با همون قیافه خوردنی روزای اولش[بغل][ماچ]... خیلی بامزه شده... مخصوصا ماست خوردنش و رد دستش روی فرش[خنده]

کارن

سلام دوست جونم.خیلی خوش تیپ شدی او عکسها.[شوخی]یادم باشه وقتی قد تو شدم و خواستم تیپ بزنم حتما باهات مشورت کنم[لبخند]

مامان فراز

ای جااااان[ماچ][ماچ] انقدر همه عکسا قشنگ بود و با نمک که نمی دونم بگم کدوم قشنگ تر بودند . یکی از یکی قشنگ تر و خودت هم که گل سر سبد همه عکس ها ولی اون عکسه که بلوز زرد پوشیدی رو جاروبرقی زد ، خیلی از نظر هارمونی خوشگل شده بخصوص از نظر خنده های شیطونی و با نمکت اون عکسه هم که سر و ته شدی هم بسیار بسیار با نمکه [ماچ]

بی وین سبز

سلام خوبي ؟ وبلاگ بسيار خوبي داري همين طور که تو وبلاگ ها داشتم ميگشتم وبلاگ شما رو ديديم گفتم يک نظري بدم و تشکر کنم از شما به خاطروبلاگ خوبتون. اگه موافق باشي با هم تبادل لينک کنيم ؟ اگه موافقي منو به عنوان اخبار روز فوتبال وپیش بینی فوتبال لينک کن و سپس به وبلاگم بيا و با دادن نظر آدرس وبلاگ و عنوانتو بده تا لينکت توي وبلاگم ثبت بشه. موفق و پيروز باشيد. منتظر حضور گرمت هستم. www.bwinsabz.blogfa.com

لیلامامان مارتیا

آفرین به عسل پسر دست مامان پروین درد نکنه بالا خره عکس گذاشت از شما

نفیسه

سلام پسر خوشگلم من اینقدر دوستت دارم چون هم خوشگلیو با نمک ماشاالله هم باادب من یکی از دوستارهای وبلاگتم که از این ور دنیا کیوتو وبلاگتو میخونم برامون دعا کن که عمورضا درسش تموم بشه وما هم زودتر برگردیم ایران اینم آدرس وبلاگ عمو رضا: http://kawahawk.blogfa.com

shirin afshari

ghorbounet beram man keh zood zood bozorgh misihiiiiiiiiiii