حرف ها و کار های قشنگ من

این روز ها با هر حرکتی که می کنم و هر حرفی که می زنم محکم بغلم میکنند و بوسه بارانم می کنن. اگر هم دستشان به من نرسد، دستشان را به سینه شان می کوبند و قربان صدقه ام می روند. خب اگر شما هم جای من بودید بدون شک فکر می کردید که خیلی کار های مهم و اعجاب انگیزی می کنید که کسی از عهده اش بر نمی آید و حرف های بی نظیری می زنید که تا بحال به گوششان نخورده که اینچنین هیجان زده می شوند. بزرگتر ها

گاهی من کارهایی بنام "ژانگولر بازی" می کنم. مثلا دستام رو می گذارم روی زمین و روی یک کف پا می ایستم و بعد در حالی که پا و بدنم رو در هوا می چرخانم خودم رو پرت می کنم به یک طرف. این حرکت برگرفته از همان کله ملق زدن است که پسر دایی ام (امیر محمد عزیز-3 ساله) کامل ترش رو بلد هست.

وقتی من نماز می خونم، سر پا می ایستم (مگر زمانی که همراه مامان بزرگم بخونم که مثل ایشون روی بالش نماز می خونم.) دستام رو چند بار تکون میدم و بعد میبرم سمت گوشهام و میگم "اَاااایابَ" و بعد یه چیز هایی می گم و بعد میرم رکوع. یعنی دستام رو می گذارم روی زمین ولی زانوهام رو خم نمی کنم و زود بلند میشم باز هم "اَاااایابَ" و بعد دستام رو میارم جلوی صورتم برای قنوت. نماز همیشه 2 رکعت هست که سجده در رکعت دوم هست!!

یکی از بزرگترین خوشحالی بزرگتر ها اینه که من براشون ادا ها و صداهای حیوانات رو در بیارم یا به سوال های بی پایانشون جواب بدم. این لیست حیوان هایی است که ادا هاشون رو در میارم:

پیشی: مایوووو (با صدای خیلی نازک)

هاپو یا همون هاپی : هاپ،هاپ

شیر: آآآآآآآآآآ ( همزمان با چنگ کردن دست ها و تکون دادن اونا در کنار سر و صدا در آوردن با دهان باز)

بعبی: بَ بَ

خرس: آآآآآآ (دستا نسبتا بالای سر حرکت داده میشن)

زنبور: دیی ( دو انگشت اشاره و شست بهم می چسبند و کاری مثل نیشگون گرفتن انجام میشه. محل گزیدگی معمولا شکم و گاهی پا هست.)

ماهی: دهان بدون صدا باز و بسته میشه.

خرچنگ: هر دو دست در کنار بدن باز و بسته میشن.

پروانه: یک دست به سمت بالا و نسبتا بالای سر باز و بسته میشه.

گوریل: دست ها را به سینه زده میشن و با دهان باز صدای "آآآآآ" ایجاد میشه.

الاغ: آآآآ، آآآآآ

موش: دست روی زمین قرار می گیرد و با حرکت دست به سمت جلو صدای "چیر، چیر" ایجاد میشه.

خرگوش: دست روی زمین قرار می گیرد و بدون صدا می پرد به سمت جلو.

تمساح: دهان تا حد ممکن و بدون صدا باز و بسته میشه.

گنجشک: شششش

جوجه: جیه،جیه/ جیت جیت

خروس:دودودو

جغد: دودو، دودو

مار: زبان به تکرار بیرون و داخل برده میشود.

گاو: مممممم (با دهان بسته این صدا ایجاد می شود.)

پنگوئن: کمی قوز کرده و دست ها به داخل، سمت شکم آورده میشوند و بعد کل بدن به چپ و راست حرکت می کند.

زرافه: بالا تنه صاف میشه و جلو عقب حرکت داده میشه و بعد سر به بالا کشیده میشه و همراه به حرکت لب ها شروع به خوردن می شه.

فیل: اوووووووووووو

سوال هایی که من هر روز باید جواب بدم:

-من "مامان" کی ام؟ (به جای کلمه مامان هر کسی نسبت خودش با من رو می تونه قرار بده.)

من با زدن یک یا هر دو دستم به سینه و گاه به شکم میگم "مَمَ"

-عزیز من کیه؟ دیاداد دی یعنی "کیاراد هست."

بگو مامان. من با صدای لوس و نازک میگم "ماا ماان"

بگو بابا. من با صدای لوس و نازک میگم "بااا بااا"

تمام اعضای مهم بدن ام رو از من می پرسند که بهشون نشون بدم. حتی دندونام رو. (راستی من الان 14 تا دندون دارم که 3 تا دیگه دارن در میان)

از من می خوان که دست بزنم و بشکن بزنم و نی نای نای کنم.

 

چون کارهایی که میکنم زیاد هست دیگه همینجا بس میکنم که از حرف هام هم بگم.

اکثر فعل های مورد استفاده در مکالمات روزانه رو استفاده میکنم. (میدونین که من ترکی حرف میزنم.)

مثلا:

رفت (دِد دی) که هست "گِت دی"،

 آمد (دَ دی) که هست "گَل دی"،

 می خواهم (ایستی یَم) که هست "ایستی رَم"،

می نوشم (ایچی یَم) که هست "ایچی رَم"،

 می خورم (یی یَم) که هست "یی رَم"،

 بده (وِ) که هست "وِر"،

 پر کن (دُ دو) که هست "دُل دور"،

باز کن (آچی) که هست "آچ"،

 نشستم (حین نشستن در پاسخ به بنشین ، می گم اَاَاَ) که هست "اَی لَشدیم"،

سیر شدم ( دُ دوم) که هست " دُوی دوم"،

 

با باااا همراه با تکان دادن دست یعنی بای بای

بَه بَه همون به به، باپی یعنی باتری، بَپس یعنی چسب، بووو همراه با اشاره به دهان یعنی بوس، بُبُ یعنی برج، نانی یعنی یانی (کنسرت یانی)، چرخاندن هر دو دست از مچ به سمت داخل در حالی که نشسته هستم یعنی بغلم کن، مامام یعنی حمام، اَیوو یعنی الو، دِت یعنی یک، دو همان عدد دو است، سِ یعنی سه، تااا یعنی چهار، بَ بیی/پَ بیی یعنی پروین، بی پی یعنی پی پی، جی جیی ضمن تکون دادن دست، یعنی جی جی جی جینگ (این کلمه رو خاله شاهدونه میگه و پَرپَرک و تکون  میده)، دَت یعنی خط، داا یعنی دایره، جوو یعنی جارو، دورتا یعنی تخم مرغ (یومورتا)، بوودَ یعنی پوشک، آآآ/آآآخ یعنی آشغال، اُدا یعنی اونجا، ب دا (حرف "ب" ساکن هست) یعنی اینجا، آآ پیش یعنی خُر پف، دوو (بر وزن "او") یعنی بلند شو.

 

 

 با باااابای بای

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایلی

من خیلی با آموزش زبان شما آذریها کیف میکنم لیلی هم همینطوره بچه هاتون خیلی زیبا زبان مادریشونو یاد میگیرند و جالب اینجاست فارسی رو هم به همون روانی بعدا آموزش می بینن... آی قربون پسر بانمک خوشمزه[ماچ]

تارا

آخی ... با این کارهای اعجاب انگیزت منو هم شگفت زده کردی عزیزم می بوسمت

معصوم جون

سللللللللللللام سلاااااااااااااااااااااااااام!!![گل][گل] عجب پروفوسوری شدی تو!!!!من پیشنهاد می کنم تو آپ بعدیت یه لکچر بذاری برامون[عینک]من که حسابی فیض بردم از بیاناتتون[خرخون] آخ آخ آخ چقدم که کار میکشن ازت.[شرمنده] در پناه حق باشی گلم[خداحافظ]

لیلا مامان مارتیا

ای جان من ناز تو رو برم من پسرک باهوش از همین اول تو دو زبانه ای عسلک؟

مامان باران

سلام کیاراد جونم قربونت برم پسر خوب باران منم به خاله پروینش میگه پبین[ماچ]

کیهان

کیاراد این همه ماشااله حیوون میشناسی؟ ایول کارت درسته بابا

الدوز

دخمل منم 14 ماهشه میخواستم بدونم بچه ها تو ل این سن چه کارهتیی انجام میدن حتما خیلی براش وقت گذاشتین مرسی که کامل نوشتی