از این روزهای من (20 ماهه شده ام)

سلام

خوشحالم که از عکس هام خوشتون اومده وخیلی خیلی ممنونم که بهم می گین باهوشم.

نمیدونم چرا مامانم تا حالا که ٢٠ ماهه شده ام از شعر خوندن های من براتون نگفته. من چند ماهه که بلدم قسمتی از شعرها رو بخونم. مثلا:

تاب تاب عباسی

حُدا منوعباسی (خدا منو نندازی)

بی دا مامان بدازی (بغل مامان بندازی)

یه یوز یه آدا حَردوشه

آخ

موشه

بایدا بایدا

تاریت ندایَم

یه توپ دارم "دل دلیه"

میزنم زمین "هبا می یه" ضمن اشاره به هوا با هر دو دست

نمیدونم تا کجا میره (کف دستام رو میارم بالا که یعنی نمی دونم)

من این توپو "نَشتَم"

مشقامو خوب "دُشتم"

بابام به من "عیدییییییییییییی" با ذوق فراوان این کلمه رو می گم

یه توپ "دل دلی" داد


خب این از شعرهام. و اما کارهای روزانه من:

- وقتی پَبین تو آشپزخونه داره غذا درست می کنه ، هراز گاهی میرم و بهش میگم که "پبین گوخما من بیدی یام" یعنی "پروین نترس من اینجام"

- یه تکنیک فوق العاده موثربرای پیش بردن حرفم پیدا کرده ام. قول میدم اگه شما هم امتحان کنین نتیجه می گیرین. تکنیک اینه: مثلا

بابام تازه از سر کار اومده و من ازش می خوام که بیاد با من بازی بکنه. چون بجای اومدن مکث میکنه که چیزی بگه، قبل ازاینکه دهنش رو باز کنه فورا میرم جلو و از هر لپش یه دونه می بوسم و بعد دستش رو میگیرم و میگم بیا. در مورد مامان هم همین تکنیک کاملا موثر هست.

-          گاهی برای جلوگیری از بوسیدن و بوسیده شدن، خودم از لپم با دست می گیرم ومیدم به هر کسی که بخواد منو ببوسه.

-          برای اینکه حتما لباس مورد علاقه خودم رو بپوشم حتما دلیل خوبی میارم که مامان یا بابا ناراحت نشن که چرا لباس انتخابی اونا رو نمی پوشم. مثلا میگم اون بزرگه، این قشنگه (اَ بوهدییی، بو دشَه دییی). یا میگم اون خیسه، این تمیزه (اُ داشدی، بو تمیس دییی)

-          پریروز مامانم می خواست کتاب بخونه، چند تا کتاب که مال من نبودند رو داد که من هم اونا رو بخونم. بعد که من اونا رو یه دور خوندم ازش خواستم یه چیزی به من بده (منه بیزاد بِر). مامان پروین برای اینکه منو سرگرم کنه یه کتاب نشونم داد و گفت می خواهی این کتاب رو که روش عکس نی نی داره رو بخونی؟ من کتاب رو قبلا دیده بودم و گفتم روش عکس نی نی داره و بعد کتاب رو برگردوندم و گفتم اینجا هم مثددث هست. مامان اول متوجه نشد ولی بعد که فهمید منظورم همون مثلث (هرم غذایی پشت کتاب) هست ذوق زده شد و یادش رفت خودش کتاب بخونه...(انگار مامان هنوز نمی دونست من مثددث و داییه رو می شناسم.)

-          امروز مامان داشت تو آشپزخونه غذا درست می کرد.

 رفتم بهش گفتم: پبین چکار می کنی؟ (پبین نِنیسَن؟)

 گفت: دارم کباب درست می کنم.

بهش گفتم :من کباب می خوام (من تاباب ایستییم).

 پبین بهم کمی گوشت مرغ داد و گفت: کباب هنوز داغ  هست.

بهش گفتم: فوت کن خنک بشه. (پوهله سوسون)

پبین گفت باشه. اول مرغ بخورعزیزم. بعد که کباب خنک شد بهت میدم.

رفتم یه دوری زدم و اومدم گفتم: به من کباب قرمز بده. (منه دیمیزی تاباب بِر)

مامان پروین خیلی تعجب کرد ولی بالاخره به من کباب داد، نه مرغ!

 

- برای نقاشی کردن هیچ جا بهتر از سر رسید مامان و کاغذ های بابا نیست. دوست دارم وسایل مختلف (گوشی موبایل، لیوان و ...) را بگذارم روی کاغذ و دورشون خط بکشم.

 

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایلی

من قربونت برم عزیزم اینقدر بزرگ بزرگ حرف میزنی و رفتار میکنی[ماچ]

هاله مامان ارشیا

قربونش برم ماشالله چقدر بزرگ شده[بغل][بغل]

فروش پک آموزش بدنسازي P90X منو اورجينال

[قلب]??? فروش پک آموزش بدنسازي P90X منو اورجينال براي اولين بار در ايران ???[قلب] توضيحاتي کوتاه در باره اين مجموعه[گل] اين مجموعه که اموزش بدنسازي هست من در چندتا از فروشگاه هاي اينترنتي ديدم که فقط ديسک 1 يا 1و2 رو براي فروش گذاشتن اما در اصل اين مجموعه 12 قسمت هست که با اضافاتش (کتابهاي هممراه و... که در انجام بهتر حرکات واقعا موثر هستند) ميشه 13 ديسک ويکي پدياي اين آموزش: http://en.wikipedia.org/wiki/P90X همه ي قسمتها DVD Version هست و با منوي اصلي اين مجموعه بي نظير به قيمت فقط و فقط 10000 تومان به فروش ميرسد براي توضيحات بيشتر حتما به سايت ما مراجعه کنيد http://www.p90x.ir http://www.p90x.ir http://www.p90x.ir [گل]منتظريم[قلب] [قلب]شاد باشيد[قلب] [بدرود][خداحافظ]

دلبند

پروین جون واقعا هر روز باید بابت این پسر مامانی بسیار بسیار باهوش سجده شکر به جا بگذاری. چشم انتظارم که انشاله در آینده ای نه چندان دور جزو مفاخر ملی ببینمش. ما که سراپا تحسین و ماشاله میشیم هربار میاییم اینجا. [ماچ][ماچ][ماچ] یعنی ممکنه بیایین تهران برای زندگی؟ وااااااای چه خبر خوبی اول صبحی. می بوسمتون.

مینا

ماشاالله پسر گلم کیاراد گلم آفرین به تو 0من که باور نمیکنم تو 20 ماهه هستی !!!هر وقت اسم کیاراد تو خونه میاد بابای کیهان از قول من میگه :اله باشینا دولانیم....

مارتيا پسر دوست داشتني ام

خدا حفظش کنه کیاراد باهوش را . یاد مارتیا افتادم که دایره می گفت دادیده ب مربع می گفت بابیه و به مثلث ثاثه راستی ممنون ا زنظر لطفت

مامانش

سلام روز مادر مبارک. امیدوارم با هر بار شنیدن "مامان" هزار هزار شاخه شادی تو دلتون جوونه کنه[گل]