بله من یک ساله شدم.

سلام

میبینین بالاخره من هم یکساله شدم... امروز 365 امین روزی هست که اومدم پیش شما. آخه من اونجا راحت بودم و چندان دلم نمی خواست بیام. یادتون هست که نه؟!! منتظر نشسته بودم ببینم آیا واقعا مامان و بابا و دوست و فامیل دلشون میخواد که من بیام یا نه؟ و اگه دلشون میخواد خب یه کاری باید می کردند دیگه... اونقدر منتظر شدم تا اینکه بالاخره صبرشون تموم شد و نگرانم شدند و اومدند دنبالم. یعنی کاری کردند که من خودم اومدم...

و الان خوشحالم که هستم. خیلی کارها در این یکسال یاد گرفته ام. خیلی چیز ها رو هم فهمیده ام. تازه هر روز دنیا و آدم بزرگ ها جالب تر هم میشن و من تمام فکر و ذکرم این هست که ببینم دور و برم چه خبره و معنی حرکات و حرفای بزرگتر ها چی هست...هر چی هم سعی میکنم باهاشون حرف بزنم همون حرف های خودم رو تکرار میکنن. انگار متوجه حرف های من نمیشن، یعنی اینکه من مجبور هستم زبان اونا رو یاد بگیرم که چند کلمه رو فعلا بلد شده ام.

این آدم بزرگ ها چه کیفی میکنن وقتی من براشون ادا در می آرم... یا حرف ها و کارهای خودشون رو تقلید میکنم. خندیدن و لذت بردن اونا برای من هم سرگرمی خوبی هست. آخه کارهای با مزه ای میکنن وقتی کیف میکنن. البته من از ماچ مالی شدن و چلونده شدن اصلا خوشم نمی آد و هنوز نتونستم قاطعانه این رو به همه بفهمونم...هی من نمی خوام جیغ بزنم و فقط سرم رو بر میگردونم اونور ولی اصلا متوجه نیستند که دوست ندارم لپ ام رو بکشن و بچلونمن.

خلاصه از امروز دیگه میتونم بگم پارسال اینموقع مثلا چه کاری میکردم و مثل بزرگتر ها بگم یادش بخیر...

راستی من دیروز یه کم سرما خورده بودم که امروز یه کم بیشتر شده. یعنی روز تولدم همش باید بینی ام رو پاک کنم...

تولد هم فعلا می خواهیم اول 3 نفره بگیریم و بعد تو خونه مامان بزرگ ها باهم جشن خواهیم گرفت.

عکس های 12 ماهگیم رو بعلاوه تولد یکجا میگذارم. راستی قراره برم آتلیه عکس بگیرم. بنظر شما چه ژستی بگیرم خوبه؟ چه تیپی بزنم بهتره؟ اسباب بازی چی ببرم خوبه؟ ماشین، توپ یا عروسک و یا کتاب؟

من کتاب هام و ماشین هام و توپ هام رو بیشتر از بقیه وسایلم دوست دارم. بعدش هم کیبورد و زایلوفون ام رو دوست دارم. میدونین هفته پیش خاله مینا که مامان داداش کیهان هست برام یه زایلوفون قشنگ هدیه داد. من هم روز اول باهاش بازی کردم ولی بعد لوله هاش رو جدا کردم و الان هر روز اونا رو روی سرامیک ها پرتشون میکنم و نمی دونین چه صدای خوبی دارن. تازه وقتی چند تا رو باهم پرت میکنم قشنگ تر هم میشه صداشون.

از غذا ها تخم مرغ رو برای صبحانه خیلی دوست دارم. بقیه غذا ها رو هم دوست  دارم. از خیار و نون و گوجه هم خوشم می آد. دوست دارم نون رو خرد بکنم و بریزم دور و برم. دوست دارم برنج رو با قاشق ام بریزم دور برم و بعد دونه دونه بخورمشون. ماست رو هم دوست دارم بریزم روی پاهام و بمالم رو پام.

میدونین من میتونم با قاشق به تنهایی غذا بخورم. ماست رو هم بتنهایی، کامل میخورم. البته خب از پیشانی تا نوک پام ماستی میشه ولی خوش میگذره. خدا رو شکر بهم گیر نمیدن که از این کار ها نکنم.

خب دیگه بهتره خداحافظی بکنم. صد تا بووووسسس برای شما دوست های مهربونم که تولدم رو تبریک گفتین. دوستون دارم یه عالمه.

 

بعدا نوشت: همین چند دقیقه پیش آقای پستچی اومد و یه هدیه از طرف خاله هنا مهربونم برام آورد. یعنی دقیقا اولین کادوی تولدم رو از دست خاله هنا گرفتم. خاله هنا جونم خیلی خیلی ممنونم. حتما یه عکس ویژه با این پیرهن خوشگل میگیرم و به همه نشون میدم.ماچقلب

راستی خاله هنا پیرهنم دقیقا هم رنگ فرشته ماهی آبی راه راه هست که عکسش روی تمبر روی پاکت هست. خیلی جالبه نه؟ یعنی من هم با این لباس میشم فرشته ماهی.لبخند

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

[هورا]تولدت مبــــــــــــــــــارک عزیزم [دست] البته یه کم دیر شد ببخش گلم[من نبودم][شرمنده]

مامان محمود و نور

وای چه زود گذشت! کیاراد جونم تولدت مبارک باشه انشالله که سالهای سال با مادر و پدر مهربونت شاد باشید.

صدیقه

به به...تولدت مبارک آقا کوچولوی نازنین![ماچ] سالم و شاد باشی! مامان پروین!مامان پروین!من شمارتو گم کردم!روم سیا!اگه ممکنه دوباره میلش کن[خجالت]

شيرين

تولد يكسالگيت مبارك پسر خوشگل. هميشه شاد و سر حال باشي.[ماچ]

مهراوهه

تولدت مبارک کیاراد

وانیا

سلام من 8 سالمه و با کمک بابام وبلاگمو اداره میکنم عناوین مطالب در وبلاگ من عبارتند از : عکس بچه ها - شعر - داستان - لطیفه - معما - مدل کیک تولد - مدل نقاشی - مدل مسیریاب - مدل میکاپ - مدل اختلاف تصاویر - مدل تمبر و ..... اگه فرصت کردید به ما هم سر بزنید [لبخند] موفق باشيد [لبخند]

هنا

آخی عزیزکم. تولدت مبارک خوشگلم. ببخش که من سایزت رو نمیدونستم. برای 18 تا 24 ماه گرفتم گفتم فوقش اگر بزرگت باشه می مونه برای عیدت[خجالت]

جمعمون جمعه(دايي بهنام)

به نام نامي پروردگار خالق اين همه گل تو سبزه زار سلامي از دايي بهنام بي شمار خدمت همه دوستان پر شمار جمعتونم پايدار عزمتونم استوار اي خونه دار و بچه دار ز نبيل و بر دار و بيار با كمال افتخار اومدم در خونتون تا جمعمون جمع بشه و غم دلمون كم بشه و دوستيهامون هميشه بمونه يادگار..... سلام جالب بود.... مبارک باشه... به من سر نمي زنيد؟.... خوشحال میشم ....خوشحال میشید..... به امید دیدار........ [گل][لبخند][بدرود]