داداش ببری!

لَ لام (سلام)

داداش ببری اسم یه پلنگ خال خال ( که البته خال هاش شکل گل اند) هست. این ببری قبل از اینکه من دنیا بیام پسر مامان و بابام بوده و من تازه کشفش کردم. این روزا شده یه همبازی و دوست تمام عیار برای من. تو همه بازی ها باید باشه. یعنی بازی بین من و ببری انجام میشه، مثلا یه بار ببری مکعب ها رو میده به من که برج درست کنم و اون تشویقم میکنه و بعد برج رو میریزه پایین و یه بار هم برعکس. موقع غذا خوردن هم باهم می خوریم. موقع کتاب خوندن هم باهمیم. میدونین ببری بلد نیست صدای بعضی حیوون ها رو در بیاره. مثلا نمی تونه زبونش رو مثل مار بیاره بیرون یا مثل ماهی دهنش رو هی باز و بسته کنه!!! ولی میتونه نانای بکنه و "حیدر" بگه.(یعنی دستش رو تکون بده و بگه حیدر حیدر مثل همون کاری که ماه محرم همه میکنن!) وقتی هم ببری خوابش بیاد من میارم می ذارمش روی تشک و بالش خودم و روشو با پتوی خودم می کشم و بعد "پیش پیش" می کنم تا بخوابه.

راستی یادم اومد بگم یاد گرفتم وقتی می خوام پیشی رو صداش کنم باید بگم "پیش پیش"!!!

این روز ها جمله های دو کلمه ای می گم. مثلا "مامان گَ " یعنی مامان بیا. "آش یییم" یعنی باز کن بخورم.

 

 

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bahareh mamane amir

mashala be in golpesare khordani

آتنا

سلام خیلی جاله که رشد روز به روز پسر گلت رو گذاشتی تا همه ببینن . کیاراد جون امید وارم وقتی برزگ شدی و مرد شدی بتونی همه ی بی خوابی های مامانی رو جبران کنی[گل]

مهراوه

سلام كياراد خبر داري چه مشكلي براي freezip پيش اومده همه عكسا پريدن چه كار كنيم

بیگ مام

سلام خاله !‌به مامانی بگو از اون عکسهای خوشکلتو واسمون بذاره ! دلمون تنگ شده واست عزیزم[ماچ]

مامان پریا

وایییی چه حالی میده خوندن این پست وقتی حیدر گفتنشو شنیدییی میبوسمت گل پسر[ماچ]

کارن

سلام دوست جونم میدونستی مامانی منم با ببری خانت دوست بوده؟[قلب]

مامانش

سلام چه فسقليه اين پسرك! [چشمک] مهراد و مامانش بيان تبريز حتما بايد به مامان مينا بگم يه قرار بذاره ما اين شيطونكه باهوشو ببينيم![قلب]