عکس

سلام.

یادتون نره اول اون دو تا پست قبلی رو بخونین بعد عکس ها رو ببینین. نظرتون رو هم برام بنویسین که به یادگار بمونه خیلی خوشحال میشم. مرسی...ماچ

 

اول عکس های مهمانی ها رو ببینین:

من و آراز

 

این عکس رو من از آراز گرفتم و همزمان آراز داره از من عکس می گیره

 

از راست به چپ: آراز، کیهان، من، مَهراد و پریا

 

من و دختر عمه ام دنیز که برای خودمون جشن گرفته ایم. (خونه پدر بزرگم)

و حالا عکس های خودم:

در حال قالب زدن روی خمیری که با آرد درست شده

دارم دوربین عکاسی درست می کنم

داریم با "الیسا" میریم گردش

دارم با هاشی (همون قاشق یا چوب های ژاپنی) سعی می کنم پشمک بخورم. (خونه پدر بزرگم)

عکس پاییزی من در باغ دانشگاه تبریز

این ها هم هنر های ناب ام هستند

موشک درست کرده ام. از همون هایی که میرن فضا!

این هنر هم با میله وسطی جارو و چوب درست شده!

چرخ های قطار چوبی که در اومده بودند و یه تیکه چوبی دیگه

این هم استخوان! هست که با چرخ های در اومده قطار ام درست کرده ام.

برج چوبی

طرز ست کردن پرگار برای رسم دایره (اون میله سبز حتما ضروری هست)

استفاده از همون میله سبز برای استفاده متفاوت از مداد رنگی (با وارد کردن مداد داخل لوله)

در حال درست کردن قطار

 

دیدین بد قول نبودم...مرسی که برام یادگاری می نویسین.ماچ

 

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

کوچولوی بامزه من همیشه منتظر جملات ترکی و کنجکاوی های بامزه ات هستم. عکس هات هم خیلی قشنگ شدن. اون قدر که ادم اخرش لبخند می زنه.

farshad

ســــــــــــــــلام دوست عزیزم: خوبین؟ مرسی از مطالبتون استفاده بردم به ما هم سری بزنید موافق بودین تبادل لینک میکنیم موفق و شاد باشی دوست عزیز taakpar.persianblog.ir پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست . پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد . پسر بچه پرسید : یک بستنی میوه ای چند است . پیشخدمت پاسخ داد : ۵۰ سنت .پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید:یک بستنی ساده چند است ؟ در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: ۳۵ سنت. پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: لطفأ یک بستنی ساده؟ پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت . پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد . آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، ۲ سکه ۵ سنتی و ۵ سکه ۱ سنت گذاشته شده بود . برای انعام پیشخدمت

عباس

سلام درباره«چرا بعضي ها سختشونه كه نماز بخونند؟» نوشتم

لیلی مامان آراز

سلام پروین جان! اولش می خواستم هیچ چی برای این پست ننویسم... گاهی که که آدم نمی تونه کنه وحودشو بنویسه بهتره هیچ چی ننویسه. اما دلم نیومد نگم که چقدر عاشق اون موشک شدم. [لبخند] ممنون بابت همه چی مخصوصا اون عکس های خوشگل از مهمونی....

نیلوفر مامی سامیار

[ناراحت]پس کامنت من چی شدن اونهمه نوشته بودم؟؟؟؟؟؟؟ پرشین بلاگ هم مقل بلاگفا کامنت میدزده که... وای خدا! چقدر ناراحتم ![ناراحت]

نیلوفر مامی سامیار

عکساش که مثل همیشه فوق العاده ان! قربون این دو تا پسر ناز (آراز و کیاراد) برم من که واقعا عاشق هر دوشونم! هر دو ناز باادب باهوش و خوشگلن! خدا براتون حفظشون کنه این پسملی های جیگر طلا رو![ماچ][قلب][گل]

صدیقه

چه عکس های ماهی...چه دنیاس قشنگی روز به روز داری خوش تیپ تر می شی